با سلام...
این روزها خبر چاپ آثار عزیزان خراسانیم فنجان چایم را شیرین می کند...
مهربانم جواد گنجعلی قصد دارد مجموعه ای از شعرهای سپیدش را تحت عنوان
(دری بر پاشنه ی اندوه ) به چاپ برساند و دیگر آنکه عزیزم علیرضابدیع نیز در
پی انتشار دومین مجموعه ی غزل هایش تحت عنوان (گنجشک های معبد انجیر)
می باشد و گویا مهربان دیگرم رضا عابدین زاده نیز مجموعه ای از غزل هایش را
با عنوان (روزهای بی حواس ) آماده ی چاپ کرده است وچه بسا همین خبرها
بهانه ایست برای پر کردن دلتنگی هایم ...
واین غزل را هم تقدیم میکنم به خورشید خرمایی قلبم .
نشسته بودی و در بین این پری روها
به چشمهای تو زل می زدند آهو ها
کلید قلعه ی جادوگران دو چشم توأند
به یک اشاره رها کن مرا ز جادوها
تو آن پری دل انگیز آب ها هستی
که می روند برای تو ، ماجراجوها
نشسته زخم تو بر شانه های نیشابور
بروی خنجر چنگیزها ، هلاکوها
بگو به دست کمانگیرها شهید کنند
مرا سپاه تو با آن کمان ابروها
همیشه قصه ی سهراب ها غم انگیزست
همیشه دیر رسیدند نوشداروها .
+
نوشته شده در سه شنبه شانزدهم بهمن 1386ساعت 20:53 توسط بنیامین دیلم کتولی
|