تبليغاتX
سلاطین گم شده -
ادبیات
 یه روزی آدم میفهمه که اگه تمام دنیا رو هم بهش تقدیم کنن اما اونی که قلبت می خواد توش نباشه هیچ ارزشی نداره!!!

بيگانگي نگر كه من و يار چون دو چشم

همسايه ايم و خانه ي هم را نديده ايم

 

 اين پستم را با خبر شروع فعاليت مهربانم عبداله عمراني(دریا) در فضاي مجازي آغاز ميكنم كه شعرهاي ساده و دلنشيني دارند آميخته با دغدغه هاي خودش كه به عقيده ي بنده ي ديدن وبلاگش خالي از لطف نيست ...اين هم آدرس وبلاگ :http://www.sassi.tk/

و این هم شعری دوباره.......

 

 

چنان آمیختی با دلربایان دلبریت را

 

که در افسانه ها آورده اند افسونگریت را

 

 

 

تمام فنج های شهر در این خانه می ریزند

 

اگر یک لحظه برداری برایم روسریت را

 

 

 

سپاهی را بهم می آورد تنها اگر روزی

 

ببیند جنگجویی شیوه ی جنگاوریت را

 

 

 

غزل خاتون بلخی آن غلام هندیت بودم

 

که از هر بند قلبش ساختی انگشتریت را

 

 

 

خیانت قصه ی تلخی ست این را خوب می دانم

 

اگر چه دوست دارم چشم های آذریت را ...

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 13:0  توسط بنیامین دیلم کتولی  |