|
ادبیات
|
هم آنکه هر غزل ناب را تو می بینی
هم اینکه آینه و آب را تو می بینی
چنان گره شده امشب تن تو با تن من
که نیم ِ دیگرِ هر خواب را تو می بینی
تهمتنانه به جنگ آمدی و بی خبری
که داغ کشتن سهراب را تو می بینی
میان این همه ماهی میان این همه تور
دل شکسته ی قلاب را تو می بینی ...